نه
همون اتاق مورد علاقم و با همون دیوارانه مشکیش
دلم سکوتشو می خواد و سیگارای نکشیدش و
گیتار حسرت بدل مونده ی پوسیدشو چیزایی که دس نبافتشو
دلم دلم خیلی چیزا می خواد
مثل آرامش
همش فکرشما!!!
اما حسش نمیاد!
دس من نیست!
نمی دونم من دورم از اون یا اون دوره از من!
از این که رابطمو باهاش از دس بدم می ترسم خیلی هم می ترسم
اگه نباشه زندگیم هیچ معنی نداره می دونم
اما چرا
چرا کمکم نمی کنی؟!
از بزرگ شدن می ترسیدم
یعنی دارم بزرگ می شم یعنی دارم می شم مثل همه!
از خودم بدم میاد از روزایی که می گذره بدون هیچ چیزی
با هیچ
پوچم خداا
پوچ
ادامه مطلب
می دونی مشکل اینه هیچ کی نمی فهمهم!
تا چیزی بشه می گن تو که اون وری عشق و حال برو بابا!
:|
اخه بگو...........!
یک روز خوش نبود بعد مردم فکر می کنن...!
اگه تهران بودم خیلی بیشتر از اینا خوش میگذشت
نه شایدم شانس که تو ک و ن خر باشه هست دیگه!
کاریش هم نمی شه کرد
گه
چی بگم!
قر قر کنم!!!
حرفی ندارم !
دل تنگی هم ندارم!
اصلا حسی ندارم!
از اطرافیانم متنفرم
همشون
ادم هایی که فقط ازم گذر می کن نادمایی که ..........
هیچ هیچ
باز هم با دلتنگی هام گذشت بز هم با بغض ها خورده شده گذشت باز هم ب لی و لوچه اویزون
باز هم تو هم بودن گذشت اره یه ۱۳ دیگه هم گذشت باز باز دیشب خواب بدی دیدم صبح از خواب پریدم
داشتم می مردم از این کابوس!! چه حس بدی بود
زار می زدم تو خواب!
آدم کشته بودم!!!!
....
!
بعدا نوشت!
تعبیر!:
2ـ اگر در خواب مرتكب قتل شويد ، نشانة آن است كه درگير ماجرايي نادرست خواهيد شد و كارتان به رسوايي خواهد كشيد .
واسه خستگی هاش
حس یه مردرو الان داره حتی حس می کنم هیچ خونی تو بدنم نیس انقدر جون نداره انگوشتام به زور داره رو این کی بورد حرکت می کنه خسته شدم
بی جونه بی جون
دیگه چی می خوای زندگی؟
بعدشم داری با کیبوردی که لیبل فارسی نداره تایپ می کنی اونم چطور
حس احمق بودن خیلی حس بدی نه؟!
اونم از اون همه چیز به هیچ برسی؟!
مخ آدم که به گوزه! این می شه دیگه
سرم داره به گامی ره
دیگه نمی دونم چطور می تونم احمق تر از این سر کلاس بشینم و دیوار و نگاه کنم!
دلم هم برای هیج جی تنگ نشده!
من خوبم تو باور نکن
به یه ورم فوق فوقش فیل می شم دیگه!
نمی دونم!
همین وقتی که زمان به۹ این کش داری داره می گذره
اه اه اه!
خدا از ادما قور فورو بعدشمیاتد چی کار کنم خوب؟!
حتی اون زندگی تخمی قبل!
:|
دلم تنگیده بد!
از کلاسا که بر می گشتم حال خوبی نداشتم بارون هم می یومد
و حالا هم بوی بارون میاد
شب تا الان انگ کلاسیک بدون کلام گوش دادم
۱ ساعت هم قلبون شیدم تنهایی
هنوز گرفته منو
چه هس خوبی دارم
دارم تو تنهایی و ارامشش غرق می شم امشب
مطمئنم هیچ وقت این شبا رو یادم نخواهد رفت
ساعت سه تا صفر و نشون می ده
چقدر اروم کنار هم صفر ها نشستن و در سکوت به سرزمین سکوتشون می ندیشن
می خوام همین جوری به خواب برم
پر از بی حسی و ارامش......
امشبم ابی ه
مواظب باش تو خط نخوری!
حالا بدونید
سر کلاس اول تو باشگاه یهو زدم زیر گریه!
سخته همین!
باید بیاری رو این زندگی بالا وقتیزندگی نمی کنی زندگی تورو می کنه
شب روز می شه
روز شب
منم بی حس تر از همیشه می میرم در سکوت....
خدایا شکر!
یه شب دیگه زار می زنم
یه شب دیگه دارم با سکوت فریاد می زنم
گلوم از سکوت درد می گیره
و یه شب دیگه دلم باز می گیره
یه شب دیگه از هیچ زجه می زنم
یه شب دیگه تو شبم با خدا دوتایی به سکوت می شینیم و هیچ کدوم حرفه تکراری نمی زنه
هیچ کی نمی پرسه تا کی و اون یکی بگه صبر کن
اخه دوتاشون از حرفا تکروری خسته می شن
و یه شب دیگه بدون هیچی به خواب خواهم رفت....
چرا اخه تا انقد تنها نبودم
دیگه بیشتر از این نمی تونم
نمی تونم
نمی تونم
نمی تونم
نمی تونم
نمی تونم
همه کسایی که دورمن انقد نمی کشن حتی اون سپ که اونم رفته جدید
چرا نباید یه روز خوش داشته باشم
.............
اصلا به خودمم ربطی نداره چه برسه به تو
گوووووووووووووووووووووووووووح
!!!!!
دوس دارم گه هم اینجوری بنویسم اخه بابا به تو چه تو عمرتون چیزی به جز فوضولی و گیر دادن به یکی وازش ایراد گرفتن یاد نگرفتین؟
خوبه همه هم فقط بلدن حرف بزنن وقتی خودشون یه ذرش و عمل نکردن تو عمرشون
هه
دلم می خواد صداشو بشنوم این روزا هیچ کسی دیگه نمی تونه اروومم کنه توام همیشه می تونستی و نکردی چه برسه الان که نیسی!
:|
خو دس من که نیس
یهو می گیره دیوونس
نگار خوشی قرار نیس سراغی از من بگیره همین!


